در سكوت شب هر كوچه اين شهر خراب / گم شود ناله شبگرد خدا ميداند
مردم شهر همه منتظر يك مردند/ چه زماني رسد آن مرد خدا ميداند
برگها طعمه بي غيرتي پاييزند/ راز اين مرثيه زرد خدا ميداند
خنده غنچه گلها به حقيقت زيباست/ شايد اين است ره آورد خدا ميداند
------------------------------------------------------------------------------
هزار بار نوشتم و پاره كردم باز/ نيامدي و دلم را ستاره كردم باز
چقدر شعر شدم شعرهاي آبي رنگ / رديف و قافيه و استعاره كردم باز
چقدر سوره شدم آيه آيه دلتنگي / چقدر محض شما استخاره كردم باز
-------------------------------------------------------------------------------
من چه در وهم وجودم، چه عدم، دلتنگم / از عدم تا به وجود آمده ام دلتنگم
روح از افلاک و تن از خاک، در اين ساغر پاک / از در آميختن شادي و غم دلتنگم
خوشه اي از ملکوت تو مرا دور انداخت / من هنوز ازسفر باغ ارم دلتنگم
اي نبخشوده گناه پدرم آدم را / به گناهان نبخشوده قسم دلتنگم
حال در خوف و رجا رو به تو بر ميگردم / دو قدم دلهره دارم دو قدم دلتنگم
نشد از ياد برم خاطره دوري را / بازهرچند رسيديم به هم ! دلتنگم
------------- ------------------------------------------------------------------
از آن فرداي وهم آلود از تقدير مي ترسم/ من از بي مهري آيينه با تصوير مي ترسم
تمام راهها بر جاده آسودگي ختمند/ از آن پايي كه خواهد رفت در زنجير مي ترسم
تب خورشيد را از من مگير اي ابر هرجايي/ مسلمانم ولي از سايه تكفير ميترسم
ميان ماندن و رفتن اسير دست ترديدم/ عنانم دست تو اي دل كه از تدبير ميترسم
كدامين چشمها بر جاده موعود خواهد ماند/ من از اين مردم خو كرده با تاخير مي ترسم
--------------------------------------------------------------------------------
اینجا کسی برای شما مدّتیست که .../ هی بیت های گمشده را مدّتیست که...
پیدا نمی کند و دلش شور می زند /شاید برای اینکه شما مدّتیست که...
روی نوار مغز کسی راه می روید /این روح سر به راه مرا مدّتیست که...
حال بدیست اینکه فقط چهره شما /هی حک شود و مثل دعا مدّتیست که...
گاهی امید و گاه کمی ترس خنده دار/ گرمای دستهای خدا مدّتیست که...
آنقدر بی تفاوت و سردی که عاشقی/ از یاد و خاطر و دل ما مدّتیست که...
---------------------------------------------------------------------------------
بگذار جمله های بدِ نا تمام را ... رک ! زیرخاک پای شما مدّتیست که...
له می شود تمام غزلها و شعرهام آنتن نمی دهید صدا مدّ تیست که...
صد بار روبروی شما...حرفهای پرت آقا! میان گمشده ها مدّتیست که...
دنبالتان ... همیشه همین دور مضحک و من آزمون ، شما و خطا مدّتیست که ...
می خواستم خلاصه بگویم ولی نشد... اینجا کسی برای شما مدّتیست که
نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387 توسط حمید رضا علیپور | لينك ثابت |
